نامه نه

سه شنبه, خرداد ۲۱, ۱۳۸۷ ۱۸:۴۱
ارسال شده در قسمت : نامه ها

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

عزیزان گرامی برادران شورای مدیریّت! وَ عَلَیْکُمُ السّلامُ وَ رَحْمَة الله و بَرَکاتُهُ.

به بعضی از مسائل و سؤالهایتان در نامه­های پیشتر جواب داده­ام، که شاید همان اندازه کافی باشد. اگر پس از خواندن نامه­ی پیش از این، باز اضافه توضیحی را لازم دانستید، یادآوری فرمائید. عدّه­ای دیگر از یاران هم، مطالبی مطرح کرده­اند، که به آنچه عمومی است و، قبلاً تبیین نشده، به دنبال جواب به شما، پاسخ خواهم گفت. و قبلاً این کارتان را تحسین می­کنم که: سؤال­های مربوط به کار «هیأت قضا و افتا» را ـ که از طرف مردم مطرح شده ـ برای آن هیأت فرستاده­اید؛ و بعداً که هیأت، جواب مرا لازم دانسته، برای من فرستاده است. یقیناً اگر اموری مرتبط به شما هم، به هیأت ارجاع شود، آن برادران، آن­ها را برای شما خواهند فرستاد. این روش، هم شما ـ اعضای دو مجموعه ـ را، به نظم بیشتر عادت می‌دهد، و هم سایر مسلمانان را؛ و هم کارها را، برهمه، از جمله: این برادرتان، آسان­تر می­کند. امّا آنچه روح و ارزش همه­ی بیا و بروها، و همه­ی احوال و اعمال درون و بیرون است و؛ به همه ارزشِ «کلم طیّب» و «عمل صالح» بودن می­دهد و، از «گم شدن» یا «وبال شدن» آن­ها، جلوگیری می‌کند، «اخلاص در نیّت» است و بس. خدای کریم، بهره­ی همه­مان را، از این خیر محضِ زوال و وبال و پشیمانی ناپذیر، بیشتر گرداند. و امّا جواب:

۱ـ هرگاه یک «مسلمان نَسَبی»، شخصاً متعهّد به اسلام گردد، او را نه مانند «جدید الإسلام» می­دانم و، نه مانند «بیعت­دار گناهکار. پس، در مورد روزه­های نگرفته، بهتر است: ۱ـ تا حدّی که عادتاً مقدور است، قضای روزه کند (نمی­گویم: واجب است)؛ ۲ـ در صورت داشتن ثروت بیش از «حدّ متوسّطِ» جامعه­اش (حد متوسّط، اکنون، تخمینی است)، برای هر روز روزه­ی گذشته، فقط یک بار (بدون تکرار)، معادل خرج متوسّط غذای یک روزش ـ با نرخ زمان حال ـ فدیه بدهد. اگر آن اندازه، ثروت نداشت، تکلیفی ندارد. امّا «مسلمان شخصی» اگر روزه بدهکار باشد، واجب است قضا کند؛ و در صورت داشتن ثروت مورد بحث، فدیه­ی هر روزش، به تعداد سال‌هایی که توانائیِ قضا را داشته و، عذری هم نداشته، تکرار می‌شود. و اگر چنان ثروتی نداشت، برای هر روز از هر سالِ دور یا نزدیک، فقطّ یک­بار، فدیه تعلّق می­گیرد. و در هر صورت، فدیه بر «ذمّه» است و؛ به حسب امکانات، و پس از احتساب مخارج متوّسط یک سال، و بدهی­ها، تأدیه می­شود.

۲ـ خوانندگی ترانه (: ورده­پل به کوردیِ) یا آواز (: هوُره و حه‌یران و مه­قام یا به­یت­و باوی خوُمان) (و یا: قرآن) با شرط عامّ آن، که حذر از احوال و الفاظ زیانبار برای ذهنیّات و قلبیّات و غرایز است، اگر تفنّنی محض باشد ـ نه اکتسابی ـ بی­اشکال است (با احتمال «مطلوب بودن» در بعضی احوال). امّا ارتزاق با آن را جایز نمی­دانم (اگر ضوابط ارزشی «مکاسب» را در اختیار دارید، به آن مراجعه کنید. وإلّا بنویسید تا باز شرح دهم).

۳ـ با تفسیری که از آیه­ی ۶۱ سوره­ی مبارک نور دارم، جمع­ شدن ذکور و إناثِ با روابط خانوادگی و دوستیِ در آن آیه، و بر یک سفره نشستن آنان با رعایت موازین فقهی و اخلاقیِ «عفاف»، جایز است. امّا این جواز، برای همان کسان مذکور در آیه است، نه غیر آنان. پس، اگر عکس گرفتن از آن مجالس برای خود آن اشخاص باشد، بی­اشکال است. امّا جائز نیست به دست دیگران برسد (به نظر من، حکم اصلیِ «عکس» در آینه یا تلویزیون یا بر اشیاء، همان حکم «عَیْن» است. چون اصل علّت، در هر دو جریان دارد).

۴ـ می­دانید که: در زبان و در عرف عامّ کردی، معنی «رقص»، جدا است از «هه­ لُ په­ رُکیُ». رقص، تنها برای غیر آن صورت­هایی که در عرف کردی، مرسوم است، یا شبیه آن است، اطلاق می­شود. و اگر به کسی که «هه­لُپه­رُکیُ» می­کند، بگویند: «رقص می­کند» در عرف ما به وی اهانت کرده­اند. و این تمییز هم، درست و بجا است. زیرا خود « هه­ لُپه­ رُکیُ»، «تفریحی ورزشیِ» سنگین است که معمولاً با حرکات جلف و پست، یا تحریک کننده­ی منفی غرائز نیست. امّا «رقص­ها» غالباً یا پست­اند یا مفسد. پس، من تنها درباره­ی حکم «هه‌لُپه‌رُکیُ» که با صورت­های آن آشنا هستم ـ و لابدّ، مورد نظر شما هم همان است، امّا به اشتباه، کلمه­ی «رقص» را به­کار برده­ایدـ می‌توانم جواب دهم: الف­ـ هه­لُپه­رُکیُ­ی زنان با هم، یا مردان با هم، در مجالس خاصّ هر کدام مباح است. [یادم می­آید: ده­ها سال قبل، در دهی از دهات مریوان، به مناسبت جشن فارغ­التّحصیلی چند نفر «فه‌قیُ»، بساط هه ­لُپه­ رُکیُ گرم بود؛ و معمولاً ریش سفیدان، وحتّی علمای محترم هم ـ مثلاً: مرحوم ملّا باقر بالک ـ شرکت می‌کردند. و این، نمونه­ای بود از درست فهمی‌های منطقه­ی مریوان، که سابقاً اکثر ده­های آن، دارای مدرسه­ی دینی بود، با روابطی بسیار گرم و باصفا، میان همه با همدیگر. (تعریف برنامه­ ی سالانه­ی «شاو وه‌زیِری فه ­قیُ گه­ ل» بماند برای فرصتی دیگر)] ب­ـ هه­ لُپه ­رُکیُ­ی زن و مرد محرم با هم، به دلیل تماسّ غیرمأذون جائز نیست؛ مگر تنها در«دو ده­سمالُه» یا «په­نجه هه­لُپیُک»، که در آنها، تماسّ­های ناپسند دست و بدن، پیش نمی­آید.

متن کامل

پاسخ به نوشته