صفحه 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
, 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19
, 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29
, 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39
, 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48 , 49
, 50 , 51 , 52 , 53
سوال شماره ي 1165
سوال :
سلام علیکم :
جهت جلوگیری از افکار ناپسند و ناجور که نسبت به همه چیز و همه کس به سراغم می آید و مرا مفلوک و فلج ساخته چکار باید کنم .
ازدست خودم به فریاد م خدایا...
سلام علیکم :
جهت جلوگیری از افکار ناپسند و ناجور که نسبت به همه چیز و همه کس به سراغم می آید و مرا مفلوک و فلج ساخته چکار باید کنم .
ازدست خودم به فریاد م خدایا...
جواب :
جواب : هیچ بهائی به این گونه افکار ندهید و خود را بخاطر آن سرزنش نکنید،به عکس اجاز ه دهید هر چه بیشتر از این افکار به شما هجوم آورد، بعد از مدت اندکی بکلی آسوده خواهید شد.
جواب : هیچ بهائی به این گونه افکار ندهید و خود را بخاطر آن سرزنش نکنید،به عکس اجاز ه دهید هر چه بیشتر از این افکار به شما هجوم آورد، بعد از مدت اندکی بکلی آسوده خواهید شد.
سوال شماره ي 1167
سوال :
منظور شما از محترم بودن هر عقیدهای چیست آیا حق و باطل در نظر شما یکسان است یا حق محترم است و باطل مورد نکوهش .
آیا عقیده ماتریالیستی و الحاد و ادیان شرک آمیز و محرف از نظر شما محترم هستند . اگر چنین است حق و باطل چگونه قابل تشخیص خواهد بود .
لطفا نام علما و محدثین و فقهای گرانقدر هیات فتوای خود را اعلام نمایید زیرا گفته اند چند نفر بقال و پلاستیک فروش و خیاط و آرایشگر فتوا صادر می کنند و بجای استناد به کتاب و سنت من عند الگیرفان فتوی صادر می کنند
منظور شما از محترم بودن هر عقیدهای چیست آیا حق و باطل در نظر شما یکسان است یا حق محترم است و باطل مورد نکوهش .
آیا عقیده ماتریالیستی و الحاد و ادیان شرک آمیز و محرف از نظر شما محترم هستند . اگر چنین است حق و باطل چگونه قابل تشخیص خواهد بود .
لطفا نام علما و محدثین و فقهای گرانقدر هیات فتوای خود را اعلام نمایید زیرا گفته اند چند نفر بقال و پلاستیک فروش و خیاط و آرایشگر فتوا صادر می کنند و بجای استناد به کتاب و سنت من عند الگیرفان فتوی صادر می کنند
جواب :
جواب : محترم بودن هر عقیده ای به نسبت صدق و اخلاص شخص معتقد به آن عقیده است به نسبت صحت وسقمش، ممکن است فردی در نهایت اخلاص ماتریالیست یا بت پرست باشد، اخلاص و صداقت آن شخص محترم است و ممکن است مسلمانی ریاکار وناسالم باشد، عدم سلامت و ریا کاریش ناپسند است.اخلاص یا ریاکاری از احوال قلب است و گاهی در تعارض با ظاهر عقیده و ذهنیات فرد قرار می گیرد. برای روشن شدن مطلب به نوار «ماتریالیسم فکری واخلاقی» کاکه احمد مراجعه فرمائید.*
امٌا در مورد نحوۀ صدور فتوا در هیأت افتا باید به اطلاع برسانیم: هیأت افتا براساس آراء و نظرات کاکه احمد فتوا می دهند،درصورت نبودن مطلب در آثار ایشان به راجح مذهب شافعی (برای شافعی مذهبان )و راجح مذهب سؤال کننده فتوا می دهند.امٌا اینکه اظهار لطف فرموده گفته اید چند نفر بقال و خیاط و ... کاملاً درست است هیأت افتا با داشتن مدارج عالی علمی خوشبختانه از راه دین فروشی ارتزاق نمی کنند و به مشاغل محترمی مانند کارگری ، عطاری ،بنائی،بقالی و... اشتغال دارند و ازآن راه ارتزاق می کنند.
جواب : محترم بودن هر عقیده ای به نسبت صدق و اخلاص شخص معتقد به آن عقیده است به نسبت صحت وسقمش، ممکن است فردی در نهایت اخلاص ماتریالیست یا بت پرست باشد، اخلاص و صداقت آن شخص محترم است و ممکن است مسلمانی ریاکار وناسالم باشد، عدم سلامت و ریا کاریش ناپسند است.اخلاص یا ریاکاری از احوال قلب است و گاهی در تعارض با ظاهر عقیده و ذهنیات فرد قرار می گیرد. برای روشن شدن مطلب به نوار «ماتریالیسم فکری واخلاقی» کاکه احمد مراجعه فرمائید.*
امٌا در مورد نحوۀ صدور فتوا در هیأت افتا باید به اطلاع برسانیم: هیأت افتا براساس آراء و نظرات کاکه احمد فتوا می دهند،درصورت نبودن مطلب در آثار ایشان به راجح مذهب شافعی (برای شافعی مذهبان )و راجح مذهب سؤال کننده فتوا می دهند.امٌا اینکه اظهار لطف فرموده گفته اید چند نفر بقال و خیاط و ... کاملاً درست است هیأت افتا با داشتن مدارج عالی علمی خوشبختانه از راه دین فروشی ارتزاق نمی کنند و به مشاغل محترمی مانند کارگری ، عطاری ،بنائی،بقالی و... اشتغال دارند و ازآن راه ارتزاق می کنند.
سوال شماره ي 1168
سوال :
نظر مکتب قرآن در مورد پخش نامه ای به دست افرادی با عنوان دانشجویان سکولار که در آن عده ای از افراد از جمله کاکه سعدی تهدید شده که از مضمون آن با خبر هستید چیست؟
نظر مکتب قرآن در مورد پخش نامه ای به دست افرادی با عنوان دانشجویان سکولار که در آن عده ای از افراد از جمله کاکه سعدی تهدید شده که از مضمون آن با خبر هستید چیست؟
جواب :
: از دیرباز این گونه اقدامات انجام شده و چیز تازه ای نیست.این هویت های مجعول و من در آوردی که وجود خارجی هم ندارد ساخته و پرداخته شب پره هائی است که تاب آفتاب ندارند و دوغ و دوشاب را بهم می آمیزند.
: از دیرباز این گونه اقدامات انجام شده و چیز تازه ای نیست.این هویت های مجعول و من در آوردی که وجود خارجی هم ندارد ساخته و پرداخته شب پره هائی است که تاب آفتاب ندارند و دوغ و دوشاب را بهم می آمیزند.
سوال شماره ي 1170
سوال :
- اگر حکومت اسلامی حقیقتاً می تواند دوام داشته باشد، چرا با اینکه به دست رهبر و بزرگترین شخصیّت این دین(حضرت محمّد) بنیان نهاده شد، فقط سی سال دوام آورد و پس از آن مسلمانان به دست همدیگر کشته می شدند؟
- اگر حکومت اسلامی حقیقتاً می تواند دوام داشته باشد، چرا با اینکه به دست رهبر و بزرگترین شخصیّت این دین(حضرت محمّد) بنیان نهاده شد، فقط سی سال دوام آورد و پس از آن مسلمانان به دست همدیگر کشته می شدند؟
جواب :
جواب :رکن اساسی تداوم هر نظامی،افراد جامعه ای هستند که در آن حاکم است، خواه خوب یا بد ، هیچ نظامی پایدار نمی ماند مگر با مردمش سنخیت داشته باشد ، رمز بقای نظام های فاسد هم همین است.آنچه پس از سی سال خلافت راشده اتفاق افتاد نتیجه ی تعطیل شدن کار مهم و اساسی پرورش نسل بعدی بود.رسول خدا،نسل اوِّل مؤمنین –مهاجرین وانصار- را چنان پرورش کرده بود که آن« سی سال مبارک را رقم زدند،امّا بدلیل مشکلات پیش بینی نشده که منجر به گسترش کمی بدون تغییر کیفی در روان انسانها شد؛نسل بعدی شایستگی های لازم برای حفظ چنان نظامی را نداشتندو در نتیجه با کودتای اشرافیت بدست بنی امیه مسیر عوض شد.این معنی را در آیۀ ان الله لا يغيير مابقوم حتي يغييرو ما به انفسهم
می توان فهمید.
جواب :رکن اساسی تداوم هر نظامی،افراد جامعه ای هستند که در آن حاکم است، خواه خوب یا بد ، هیچ نظامی پایدار نمی ماند مگر با مردمش سنخیت داشته باشد ، رمز بقای نظام های فاسد هم همین است.آنچه پس از سی سال خلافت راشده اتفاق افتاد نتیجه ی تعطیل شدن کار مهم و اساسی پرورش نسل بعدی بود.رسول خدا،نسل اوِّل مؤمنین –مهاجرین وانصار- را چنان پرورش کرده بود که آن« سی سال مبارک را رقم زدند،امّا بدلیل مشکلات پیش بینی نشده که منجر به گسترش کمی بدون تغییر کیفی در روان انسانها شد؛نسل بعدی شایستگی های لازم برای حفظ چنان نظامی را نداشتندو در نتیجه با کودتای اشرافیت بدست بنی امیه مسیر عوض شد.این معنی را در آیۀ ان الله لا يغيير مابقوم حتي يغييرو ما به انفسهم
می توان فهمید.
سوال شماره ي 1171
سوال :
آیا خداوند پیامبرانش را فقط در خاور میانه فرستاده است؟ چرا در ادیان خارج از این منطقه نامی از نوح ابراهیم و ... برده نشده است؟ اگر حقیقتاً قرآن کلام خداست، چرا باید اینچنین معمّاوار با ما صحبت کند؟ چرا باید بندگانش را دسته دسته( الذین ءامنوا والصائبین والنصاری و...)کند؟ ازقومی بدگویی کند(مانند بنی اسرائیل):لتفسدنّ فی الأرض و ادیان مختلف را به جان هم بیاندازد؟با اینکه سالها به قرآن سخت اعتقاد داشتم اکنون به همان نتیجه ای رسیده ام که دکتر سروش گفته اند."قرآن صد در صد کلام خدا نیست اما بعضی آیات الهام اوست همچنانکه به دیگران هم الهام کرده اما در مورد حضرت محمد-درود خدا بر او باد-در حدّ اعلی آن"-آیا امکان دارد با این عقیده خدا از من برنجد؟چرا روی این سؤالات کلی بحث نمی کنید؟چرا به شبهه هایی که به قرآن وارد می شود پاخ نمی گویید؟ آیا شهاب سنگها برای دفع شیطانهایی که می خواهند استراق سمع کنند فرستاده می شود؟آیا خداون ابتدا استخوان جنین را خلق می کند سپس روی آن گوشت می کشد؟
درست است که حضرت محمد انسان واقعاً بزرگی است اما نسبت دادن این کلام به احوالات روحی این بزگوار عاقلانه تر می نماید تا به خداوند.
مکتب قرآن ادعای روشنفکری و آزادی بیان دارد اگر واقعاً چنین است به این پرسشها پاسخ دهید تا اگر منحرف شده ام دوباره به اعتقاد صحیح بازگردم شاید چندسال است که با این افکار دست به گریبان هستم/ سپاس
آیا خداوند پیامبرانش را فقط در خاور میانه فرستاده است؟ چرا در ادیان خارج از این منطقه نامی از نوح ابراهیم و ... برده نشده است؟ اگر حقیقتاً قرآن کلام خداست، چرا باید اینچنین معمّاوار با ما صحبت کند؟ چرا باید بندگانش را دسته دسته( الذین ءامنوا والصائبین والنصاری و...)کند؟ ازقومی بدگویی کند(مانند بنی اسرائیل):لتفسدنّ فی الأرض و ادیان مختلف را به جان هم بیاندازد؟با اینکه سالها به قرآن سخت اعتقاد داشتم اکنون به همان نتیجه ای رسیده ام که دکتر سروش گفته اند."قرآن صد در صد کلام خدا نیست اما بعضی آیات الهام اوست همچنانکه به دیگران هم الهام کرده اما در مورد حضرت محمد-درود خدا بر او باد-در حدّ اعلی آن"-آیا امکان دارد با این عقیده خدا از من برنجد؟چرا روی این سؤالات کلی بحث نمی کنید؟چرا به شبهه هایی که به قرآن وارد می شود پاخ نمی گویید؟ آیا شهاب سنگها برای دفع شیطانهایی که می خواهند استراق سمع کنند فرستاده می شود؟آیا خداون ابتدا استخوان جنین را خلق می کند سپس روی آن گوشت می کشد؟
درست است که حضرت محمد انسان واقعاً بزرگی است اما نسبت دادن این کلام به احوالات روحی این بزگوار عاقلانه تر می نماید تا به خداوند.
مکتب قرآن ادعای روشنفکری و آزادی بیان دارد اگر واقعاً چنین است به این پرسشها پاسخ دهید تا اگر منحرف شده ام دوباره به اعتقاد صحیح بازگردم شاید چندسال است که با این افکار دست به گریبان هستم/ سپاس
جواب :
جواب : سؤال شما شامل بخش های متعدد است ، پاسخها به ترتیب :الف-خیر،از آیات قرآن فهم می شود که هیچ امتی نیست مگر اینکه رسولی برایش فرستاده شده.ب:اگر قران را مطالعه کنید خطاب به رسول خدا می فرماید که ما از بعضی از انبیا نام برده ایم و برخی را هم نگفته ایم، دلیل عدم ذکر نام سایر پیغمبران مرتبط نبودن، منطقۀ جغرافیایی و نبودن پیوند های اجتماعی و تاریخی میان مناطق آنها و منطقۀخاورمیانه امروزیست. ج: قرآن معما وار صحبت نمی کند،معما وجود خود انسان است هر سخنی در مورد روان انسان شناخت آن و درمان دردهایش بدلیل نا پیدا بودن این بخش از وجود آدمی از یکسو و دانش بسیار اندک انسان از آن سوی دیگر، به معما می ماند و نیک می دانیم که دین و در نتیجه قرآن،برای درمان دردهای درون نازل شده است تا انسانی سالم و آزاده بپرورد.
د: نمونه هائی از پیروان مقطعی انبیا که در قرآن از آنان سخن به میان میآید برای یادآوری و پند گرفتن است .اساساً بکار بردن واژه ادیان مختلف اشتباه است.آنچه در نزد خداست و شفای جان انسانها از آدم تا خاتم، یک مجموعه قانونمند است که به مقتضای شرایط و میزان رشد انسانها گوشه هائی از آن به تدریج در اختیار بشر قرار گرفته.مانند طرح تدریجی علمی همچون فیزیک برای یک دانش آموز تا رسیدن به مراحل کامل تر فهم.
ه: به نتیجۀ اشتباهی رسیده اید آنچه دانشمند محترم جناب دکتر سروش گفته اند که اشاره به عظمت مقام رسولان و بالاخص رسول اکرم اسلام دارد و نقش مهم و حیاتیشان در رساندن پیام الهی به گوش دل بندگان نیازمندش،صحیح است، امٌا نتیجه گیری ایشان یعنی دخالت انبیا در قالب یا محتوای وحی،اشتباه است و اتفاقاً تمثیل بسیار برای ایشان در مود مشابهت الهام شاعران با وحی پیامبران خود راه گشای قضیه است در سطوح عالی الهام شاعرانه،شاعر هیچ نقشی برای خود قائل نمی شود و آنچه را که می گوید –هم از لحاظ محتوی و هم از نظر قالب – به منبع الهام نسبت می دهدبهمین دلیل است که حافظ می گوید:
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم.
حال در مرتبه ای بسیار بسیار بالاتر از آن،روشن است که قالب ومحتوای کلام الهی بدون دخالت رسولان بدست مخاطبان نیازمند برسد.متأسفانه این مجال اندک جای تفصیل نسیت.
و: پاسخ کامل به بخش های مختلف سؤالتان در حد یک کتاب است .بطور خلاصه آنچه در قرآن راجع به مسائل مهم هستی از قبیل توحید،معاد و آخرت،خلقت هستی و انسان،ذات وصفات خداوند،و ... آمده کاملاً از متشابهات است که فهم بعضی از آنها بتدریج و باتکامل نسبی علم انسان حاصل می شود و تفاوت اساسی انسانهای مؤمن به دین الهی با دیگران ایمان به غیب است،در یک جمله غیب:یعنی تمام آنچه از حقایق هستی که برای انسان ناشناخته است یا ساده تر بگوئیم یعنی باور به نادانی و نقصان دانش بشری در هر زمان،بسیاری از حقایقی که بصورت سمبلیک یا متشابه در قرآن از آنها سخن رفته برای بشر هنوز ناشناخته است،امٌا به کمک تحقق یافتن شناخت از بعی از آنها درگذر زمان ایمان انسان به آنها نیز تقویت می شود.متأسفانه در طول تاریخ از آنهائی که به نسبت زمان خود دانشمند به حساب می آمده اند،بوده اند کسانی که با تکیه بر علم ناقص خویش،به مخالفت با این موارد متشابه برخاسته اند،به عنوان نمونه می توانید به مخالفتهای «ابن راوندی» با دو مطلب متشابه در قرآن(کلام خدا)و حدیث (کلام رسول خدا)توجه کنیدو به بطلان آن مخالفتها و اثبات علمی بودن آن دو مورد پی برید.بطور خلاصه «ابن راوندی» برای اثبات بی سواد بودن رسول خدا و من در آوردی بودن مطالبش،آیات اوٌل سورۀ قیامت –که در آن با تأکید بر بازسازی انسان،می فرماید نه تنها استخوانهایش را جمع آوری می کنیم ،بلکه سرانگشتانش را نیز با باز خواهیم ساخت.و نیز حدیثی از پیامبر اسلام را –که سفارش به کوتاه کردن ناخنها می فرمایدتاتا شیاطین زیر آنها لانه نکنند0-به سخره می گیردو برای اثبات بطلان این مسأله بر علم ناقص خود تکیه می کند.پیشرفت علمی بشر و کشف اثر انگشت و میکروب راز کلام سمبلیک خدا و رسول را در آشکار و حقانیتش را ثابت می کند.
متأسفانه امروزه نیز بشر دچار همان توهم است و دانش خود را گاهی مطلق می بیند و می پندارد آنچه را او نمی داند وجود ندارد .این سخن بغایت ضد علمی است. علم تنها می تواند نسبت به دانسته ها قضاوت کند و در برابر نادانسته ها ساکت است .بنابراین با چه استدلالی دانشمندان می توانند وجود موجودی به نام «جن» را رد کنند؟و مطالبی را که هنوز رازهای کشف نشدۀ فراوانی در آنهاست نفی نمایند؟ قرآن به شیرین ترین بیان در تأویل متشابهات می گوید که راسخان در علم،-یعنی آنانکه ضمن داشتن بهره کافی از دانش در هر زمان به متدلوژی علمی آگاه و پایبندند-باور دارند که این آیات نیز مانند محکمات- چه آنها که از اوٌل محکم بوده اند و چه آنها که بعد از پیشرفت علوم و رفع تشابه محکم شده اند – از جانب خداست و به حقانیتش ایمان دارند.بنابراین در مورد استراق سمع اجنه و شهاب سنگها و... موضعی همانند «ابن راوندی» گرفتن بعد از تجارب فراوان-که فوقاً به یکی از آنها اشاره-ناشی از بی دانشی همراه با توهم دانائی است.
ج: در مورد تحولاتی که برای جنین در رحم از انعقاد نطفه پیش می آید.این نیز از معجزات قرآن است که علمی بودن آن بعد از قرنها ثابت شده است.برای نمونه به اظهارات دکتر«مارشال جانسون» استادآناتومی و بیولوژی دانشگاه«توماس جفرسون» و دکتر «جرالد سی گورینجر» استاد جنین شناسی در بخش بیولوژی دانشکدۀ پزشکی دانشگاه «جرج تاون» مراجعه فرمائید.
امٌا همانگونه که اشاره شد،قرآن کتابی در زمینۀ علوم تجربی یا ریاضی و... نیست و اگر مطالبی را به ندرت و بصورت گذرا در این زمینه ها پیش می کشد برای آنست که پس از قرنها و روشن شدن آن مفاهیم،ایمان به منبع الهی و در نتیجه حقانیتش پایدارتر شود.فراموش نکنیم قرآن مرجعی برای بهتر شناختن یافتن روش درمانِ دردهای درونی انسان است تا اگر بخواهد به زندگی شایسته ای در دنیا و آخرت و بصورت فردی وجمعی برسد.
جواب : سؤال شما شامل بخش های متعدد است ، پاسخها به ترتیب :الف-خیر،از آیات قرآن فهم می شود که هیچ امتی نیست مگر اینکه رسولی برایش فرستاده شده.ب:اگر قران را مطالعه کنید خطاب به رسول خدا می فرماید که ما از بعضی از انبیا نام برده ایم و برخی را هم نگفته ایم، دلیل عدم ذکر نام سایر پیغمبران مرتبط نبودن، منطقۀ جغرافیایی و نبودن پیوند های اجتماعی و تاریخی میان مناطق آنها و منطقۀخاورمیانه امروزیست. ج: قرآن معما وار صحبت نمی کند،معما وجود خود انسان است هر سخنی در مورد روان انسان شناخت آن و درمان دردهایش بدلیل نا پیدا بودن این بخش از وجود آدمی از یکسو و دانش بسیار اندک انسان از آن سوی دیگر، به معما می ماند و نیک می دانیم که دین و در نتیجه قرآن،برای درمان دردهای درون نازل شده است تا انسانی سالم و آزاده بپرورد.
د: نمونه هائی از پیروان مقطعی انبیا که در قرآن از آنان سخن به میان میآید برای یادآوری و پند گرفتن است .اساساً بکار بردن واژه ادیان مختلف اشتباه است.آنچه در نزد خداست و شفای جان انسانها از آدم تا خاتم، یک مجموعه قانونمند است که به مقتضای شرایط و میزان رشد انسانها گوشه هائی از آن به تدریج در اختیار بشر قرار گرفته.مانند طرح تدریجی علمی همچون فیزیک برای یک دانش آموز تا رسیدن به مراحل کامل تر فهم.
ه: به نتیجۀ اشتباهی رسیده اید آنچه دانشمند محترم جناب دکتر سروش گفته اند که اشاره به عظمت مقام رسولان و بالاخص رسول اکرم اسلام دارد و نقش مهم و حیاتیشان در رساندن پیام الهی به گوش دل بندگان نیازمندش،صحیح است، امٌا نتیجه گیری ایشان یعنی دخالت انبیا در قالب یا محتوای وحی،اشتباه است و اتفاقاً تمثیل بسیار برای ایشان در مود مشابهت الهام شاعران با وحی پیامبران خود راه گشای قضیه است در سطوح عالی الهام شاعرانه،شاعر هیچ نقشی برای خود قائل نمی شود و آنچه را که می گوید –هم از لحاظ محتوی و هم از نظر قالب – به منبع الهام نسبت می دهدبهمین دلیل است که حافظ می گوید:
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم.
حال در مرتبه ای بسیار بسیار بالاتر از آن،روشن است که قالب ومحتوای کلام الهی بدون دخالت رسولان بدست مخاطبان نیازمند برسد.متأسفانه این مجال اندک جای تفصیل نسیت.
و: پاسخ کامل به بخش های مختلف سؤالتان در حد یک کتاب است .بطور خلاصه آنچه در قرآن راجع به مسائل مهم هستی از قبیل توحید،معاد و آخرت،خلقت هستی و انسان،ذات وصفات خداوند،و ... آمده کاملاً از متشابهات است که فهم بعضی از آنها بتدریج و باتکامل نسبی علم انسان حاصل می شود و تفاوت اساسی انسانهای مؤمن به دین الهی با دیگران ایمان به غیب است،در یک جمله غیب:یعنی تمام آنچه از حقایق هستی که برای انسان ناشناخته است یا ساده تر بگوئیم یعنی باور به نادانی و نقصان دانش بشری در هر زمان،بسیاری از حقایقی که بصورت سمبلیک یا متشابه در قرآن از آنها سخن رفته برای بشر هنوز ناشناخته است،امٌا به کمک تحقق یافتن شناخت از بعی از آنها درگذر زمان ایمان انسان به آنها نیز تقویت می شود.متأسفانه در طول تاریخ از آنهائی که به نسبت زمان خود دانشمند به حساب می آمده اند،بوده اند کسانی که با تکیه بر علم ناقص خویش،به مخالفت با این موارد متشابه برخاسته اند،به عنوان نمونه می توانید به مخالفتهای «ابن راوندی» با دو مطلب متشابه در قرآن(کلام خدا)و حدیث (کلام رسول خدا)توجه کنیدو به بطلان آن مخالفتها و اثبات علمی بودن آن دو مورد پی برید.بطور خلاصه «ابن راوندی» برای اثبات بی سواد بودن رسول خدا و من در آوردی بودن مطالبش،آیات اوٌل سورۀ قیامت –که در آن با تأکید بر بازسازی انسان،می فرماید نه تنها استخوانهایش را جمع آوری می کنیم ،بلکه سرانگشتانش را نیز با باز خواهیم ساخت.و نیز حدیثی از پیامبر اسلام را –که سفارش به کوتاه کردن ناخنها می فرمایدتاتا شیاطین زیر آنها لانه نکنند0-به سخره می گیردو برای اثبات بطلان این مسأله بر علم ناقص خود تکیه می کند.پیشرفت علمی بشر و کشف اثر انگشت و میکروب راز کلام سمبلیک خدا و رسول را در آشکار و حقانیتش را ثابت می کند.
متأسفانه امروزه نیز بشر دچار همان توهم است و دانش خود را گاهی مطلق می بیند و می پندارد آنچه را او نمی داند وجود ندارد .این سخن بغایت ضد علمی است. علم تنها می تواند نسبت به دانسته ها قضاوت کند و در برابر نادانسته ها ساکت است .بنابراین با چه استدلالی دانشمندان می توانند وجود موجودی به نام «جن» را رد کنند؟و مطالبی را که هنوز رازهای کشف نشدۀ فراوانی در آنهاست نفی نمایند؟ قرآن به شیرین ترین بیان در تأویل متشابهات می گوید که راسخان در علم،-یعنی آنانکه ضمن داشتن بهره کافی از دانش در هر زمان به متدلوژی علمی آگاه و پایبندند-باور دارند که این آیات نیز مانند محکمات- چه آنها که از اوٌل محکم بوده اند و چه آنها که بعد از پیشرفت علوم و رفع تشابه محکم شده اند – از جانب خداست و به حقانیتش ایمان دارند.بنابراین در مورد استراق سمع اجنه و شهاب سنگها و... موضعی همانند «ابن راوندی» گرفتن بعد از تجارب فراوان-که فوقاً به یکی از آنها اشاره-ناشی از بی دانشی همراه با توهم دانائی است.
ج: در مورد تحولاتی که برای جنین در رحم از انعقاد نطفه پیش می آید.این نیز از معجزات قرآن است که علمی بودن آن بعد از قرنها ثابت شده است.برای نمونه به اظهارات دکتر«مارشال جانسون» استادآناتومی و بیولوژی دانشگاه«توماس جفرسون» و دکتر «جرالد سی گورینجر» استاد جنین شناسی در بخش بیولوژی دانشکدۀ پزشکی دانشگاه «جرج تاون» مراجعه فرمائید.
امٌا همانگونه که اشاره شد،قرآن کتابی در زمینۀ علوم تجربی یا ریاضی و... نیست و اگر مطالبی را به ندرت و بصورت گذرا در این زمینه ها پیش می کشد برای آنست که پس از قرنها و روشن شدن آن مفاهیم،ایمان به منبع الهی و در نتیجه حقانیتش پایدارتر شود.فراموش نکنیم قرآن مرجعی برای بهتر شناختن یافتن روش درمانِ دردهای درونی انسان است تا اگر بخواهد به زندگی شایسته ای در دنیا و آخرت و بصورت فردی وجمعی برسد.
سوال شماره ي 1175
سوال :
نطرتان در مورد جماعت اصلاح ودعوت چیست
نطرتان در مورد جماعت اصلاح ودعوت چیست
جواب :
در مورد همۀ حرکت های اسلامی و بطور کلی دینی یا حتی غیر دینی،مکتب قرآن آرزوی توفیق در خدمت به خلق،صدق و اخلاص و رعایت اصول اخلاقی و انسانی را دارد.
در مورد همۀ حرکت های اسلامی و بطور کلی دینی یا حتی غیر دینی،مکتب قرآن آرزوی توفیق در خدمت به خلق،صدق و اخلاص و رعایت اصول اخلاقی و انسانی را دارد.
سوال شماره ي 1180
سوال :
با سلام من مدتی قبل دو سوال را از شما پرسیدم ولی جوابی نگرفتم می خواهم این دوسوال را همراه یک سوال دیگر بپرسم
1)درسوره نسا آیه های 3و4به مرد حق داشتن 1 2 3و4زن داده شده است ولی چرا این حق به یک زن داده نشده است
2)حکم انسان مرتد چیست یعنی من که مسلمان متولد شدام وحال دین غیر الهی دارم باید کشته شوم
3)آیا به نظر شما بهشتی که در قرآن وعده داده شده متناسب باشرایط عربستان نبوده یعنی اگر فردی در جنگل های امازون به شما میگفت که نماز بخوان وتو را به بهشت خواهم برد بهشتی که در انجا درختان بسیار و نهر اب وعسل وشیر است به او نمی خندیدید
با تشکر
با سلام من مدتی قبل دو سوال را از شما پرسیدم ولی جوابی نگرفتم می خواهم این دوسوال را همراه یک سوال دیگر بپرسم
1)درسوره نسا آیه های 3و4به مرد حق داشتن 1 2 3و4زن داده شده است ولی چرا این حق به یک زن داده نشده است
2)حکم انسان مرتد چیست یعنی من که مسلمان متولد شدام وحال دین غیر الهی دارم باید کشته شوم
3)آیا به نظر شما بهشتی که در قرآن وعده داده شده متناسب باشرایط عربستان نبوده یعنی اگر فردی در جنگل های امازون به شما میگفت که نماز بخوان وتو را به بهشت خواهم برد بهشتی که در انجا درختان بسیار و نهر اب وعسل وشیر است به او نمی خندیدید
با تشکر
جواب :
جواب : 1- در مورد تعدد زوجات و موضع اسلام در قبال آن نیاز به بحثی طولانی است که در این مختصر نمی گنجد. اساساً اسلام با تعدد زوجات جز در شرایط استثنائی که بعلل مثلاً بروز جنگ ها و... تعداد زنان بیشتر می شود،مخالف است و بعنوان یکی از پدیده های ناسالم اجتماعی در پی درمان تدریجی آنست. منتهی اگر مثلاً مشروب خواری را در چند مرحله و در نهایت تحریم می کند،پدیده هائی مانند برده داری و تعدد زوجات و اساساً فرودست دانستن آنان را که در ارتباط با اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی است و پیشینه ای تاریخی دارد،در روندی طولانی تر درمان می کند.با مراجعه به قرآن و تاریخ صدر اسلام متوجه روش حکیمانۀ درمان این بیماریها خواهید شد .باید دانست که پیش از اسلام زن نیز مانند برده و کنیز جز ثروت مرد بحساب می آمد و هیچ محدودیتی در تعداد زنان نبود و بسته به توانائی مالی ممکن بود مثلاً رئیس قبیله ده ها زن داشته باشد،طرفه آنکه این زنان بعنوان ارث بعد از مرگ مرد همانند شتران و سایر اموال به پسر بزرگ می رسید و او در هر گونه تصرف آنها از قبیل ،خرید و فروش و معاوضه یا تصاحب،کاملاً آزاد بود.در چنین شرایط ریشه دار اجتماعی،قرآن با آشکار ساختن وحدت انسان ها در خلقت و حقوق انسانی شان خط بطلان بر تمام نا برابریها می کشد.امّا برای پیاده کردن این اصل به آماده سازی زمینه هم در درون انسان ها –که شرط اساسی برای هر تحول و ماندگاری آنست-و هم بدنبال آن در میان جامعه – با به رسمیت شناختن و اعمال حقوق اقتصادی آنان در ابعاد گوناگون - می پردازد و بستر مناسب برای احراز هویت مستقل اقتصادی اجتماعی این طبقات مظلوم فراهم می سازد. اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی اسلام که موجب پس رفت اسفبار و تبدیل این حکومت کاملاً مردمی-دینی به حکومتی خودکامه شد؛روی نمی داد جامعه مسیر تکاملیش را می پیمود،در اندک زمانی این نابرابریها نیز محو می شد. اگر در قرآن تدبر کنید، اساساً مسأله تعدد زوجات به عنوان فرعی بر نحوۀ رفتار با یتیمان ذکر شده ئ آنهم احالۀ به شرطی شده که غیرممکن می نماید.بقول حکما«احاله به محال» شده است.یعنی شرط رفتار عادلانه با زنان از هر نظر و بلافاصله می افزاید:اگر نگران هستید که نتوانید رعایت عدالت کنید،فقط یک همسر برگزینیند.می بینید در شرایطی که هنوز جامعه یارای پیاده کردن قانون تک همسری را ندارد قرآن زمینۀ فکری و قلبی مؤمنین را برای این کار آماده می کند.لازم به ذکر است،ممکن است شرایطی در جامعه پیش آید که مجدداً برای جلوگیری از محرومیت زنان بی شوهر از داشتن کانون خانواده،درمان مقطعی تعدد زوجات بکار گرفته شود.این کار باید در یک شکل منظم و تحت نظارت مدیریت ارشد اجتماعی و نه برای هوس بازی و سوء استفاده از زنان-صورت گیرد.
امّا اینکه چرا به زنان اجازۀ چند شوهری نداده است؟واضح است در آن جامعه اساساً مرض چند شوهری وجود نداشته تا اسلام با محدود کردن به 2 و یا 3 و یا 4 شوهر به درمان آن به روشی که برای چند همسری موجود در آن جامعه ذکر شد بپردازد،علاوه بر این امروز نیک می دانیم که چند شوهری بهیچ وجه با سلامت روانی و جسمی زن و مرد- ولو در شرایط استثنائی –سازگاری ندارد.
2-پیش از انکه گفته شود که حکم انسان مرتد چیست؟ باید پرسیده شود که انسان مرتد کیست؟
مرتد در هر آئینی –علی الخصوص اسلام- به کسی گفته می شود که اسلام را بعد از درک کامل حقانییتش پذیرفته و ضمن آگاهی بر این حقانیت،مغرضانه و با قصد دشمنی تغییر آئین می دهد.بدین ترتیب کسانیکه فقط بصورت شناسنامه ای مسلمانند و آگاهی چندانی از دینشان ندارند و متأسفانه چهرۀ بسیار کریه و زشتی از دین را می بینند و صادقانه می پندارند که اسلام همانست،اگر از آن متنفر و رو گردان نشوند،روانشان ناسالم است. حال متوجه می شوید که اساساً آن حکم در این روزگار تقریباً ما صدقی ندارد و از جمله شامل امثال شما نمی شود.خدای قرآن بیش و پیش از هر چیز «رحمان و رحیم » و صد البته «الرحم الراحمین»است چگونه ممکن است انسانی را به خاطر صادق بودن مجازات کند؟
3- درست می گوئید،اوصاف بهشت در قرآن مناسب درک مخاطبان آن زمان ذکر شده.پیش تر هم گفته ایم آنچه در قرآن در مواردی مانند بهشت و دوزخ و ... آمده از متشابهات است،لطفاً به قسمت «ز» از پاسخ سؤال 1171 مراجعه فرمائید.
در بند 1 این پاسخها گفتیم اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی روی نمیداد ...0 اگر در چرائی این کودتا مورد سؤال است، به پاسخ پرسش 1170 مراجعه فرمائید.
جواب : 1- در مورد تعدد زوجات و موضع اسلام در قبال آن نیاز به بحثی طولانی است که در این مختصر نمی گنجد. اساساً اسلام با تعدد زوجات جز در شرایط استثنائی که بعلل مثلاً بروز جنگ ها و... تعداد زنان بیشتر می شود،مخالف است و بعنوان یکی از پدیده های ناسالم اجتماعی در پی درمان تدریجی آنست. منتهی اگر مثلاً مشروب خواری را در چند مرحله و در نهایت تحریم می کند،پدیده هائی مانند برده داری و تعدد زوجات و اساساً فرودست دانستن آنان را که در ارتباط با اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی است و پیشینه ای تاریخی دارد،در روندی طولانی تر درمان می کند.با مراجعه به قرآن و تاریخ صدر اسلام متوجه روش حکیمانۀ درمان این بیماریها خواهید شد .باید دانست که پیش از اسلام زن نیز مانند برده و کنیز جز ثروت مرد بحساب می آمد و هیچ محدودیتی در تعداد زنان نبود و بسته به توانائی مالی ممکن بود مثلاً رئیس قبیله ده ها زن داشته باشد،طرفه آنکه این زنان بعنوان ارث بعد از مرگ مرد همانند شتران و سایر اموال به پسر بزرگ می رسید و او در هر گونه تصرف آنها از قبیل ،خرید و فروش و معاوضه یا تصاحب،کاملاً آزاد بود.در چنین شرایط ریشه دار اجتماعی،قرآن با آشکار ساختن وحدت انسان ها در خلقت و حقوق انسانی شان خط بطلان بر تمام نا برابریها می کشد.امّا برای پیاده کردن این اصل به آماده سازی زمینه هم در درون انسان ها –که شرط اساسی برای هر تحول و ماندگاری آنست-و هم بدنبال آن در میان جامعه – با به رسمیت شناختن و اعمال حقوق اقتصادی آنان در ابعاد گوناگون - می پردازد و بستر مناسب برای احراز هویت مستقل اقتصادی اجتماعی این طبقات مظلوم فراهم می سازد. اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی اسلام که موجب پس رفت اسفبار و تبدیل این حکومت کاملاً مردمی-دینی به حکومتی خودکامه شد؛روی نمی داد جامعه مسیر تکاملیش را می پیمود،در اندک زمانی این نابرابریها نیز محو می شد. اگر در قرآن تدبر کنید، اساساً مسأله تعدد زوجات به عنوان فرعی بر نحوۀ رفتار با یتیمان ذکر شده ئ آنهم احالۀ به شرطی شده که غیرممکن می نماید.بقول حکما«احاله به محال» شده است.یعنی شرط رفتار عادلانه با زنان از هر نظر و بلافاصله می افزاید:اگر نگران هستید که نتوانید رعایت عدالت کنید،فقط یک همسر برگزینیند.می بینید در شرایطی که هنوز جامعه یارای پیاده کردن قانون تک همسری را ندارد قرآن زمینۀ فکری و قلبی مؤمنین را برای این کار آماده می کند.لازم به ذکر است،ممکن است شرایطی در جامعه پیش آید که مجدداً برای جلوگیری از محرومیت زنان بی شوهر از داشتن کانون خانواده،درمان مقطعی تعدد زوجات بکار گرفته شود.این کار باید در یک شکل منظم و تحت نظارت مدیریت ارشد اجتماعی و نه برای هوس بازی و سوء استفاده از زنان-صورت گیرد.
امّا اینکه چرا به زنان اجازۀ چند شوهری نداده است؟واضح است در آن جامعه اساساً مرض چند شوهری وجود نداشته تا اسلام با محدود کردن به 2 و یا 3 و یا 4 شوهر به درمان آن به روشی که برای چند همسری موجود در آن جامعه ذکر شد بپردازد،علاوه بر این امروز نیک می دانیم که چند شوهری بهیچ وجه با سلامت روانی و جسمی زن و مرد- ولو در شرایط استثنائی –سازگاری ندارد.
2-پیش از انکه گفته شود که حکم انسان مرتد چیست؟ باید پرسیده شود که انسان مرتد کیست؟
مرتد در هر آئینی –علی الخصوص اسلام- به کسی گفته می شود که اسلام را بعد از درک کامل حقانییتش پذیرفته و ضمن آگاهی بر این حقانیت،مغرضانه و با قصد دشمنی تغییر آئین می دهد.بدین ترتیب کسانیکه فقط بصورت شناسنامه ای مسلمانند و آگاهی چندانی از دینشان ندارند و متأسفانه چهرۀ بسیار کریه و زشتی از دین را می بینند و صادقانه می پندارند که اسلام همانست،اگر از آن متنفر و رو گردان نشوند،روانشان ناسالم است. حال متوجه می شوید که اساساً آن حکم در این روزگار تقریباً ما صدقی ندارد و از جمله شامل امثال شما نمی شود.خدای قرآن بیش و پیش از هر چیز «رحمان و رحیم » و صد البته «الرحم الراحمین»است چگونه ممکن است انسانی را به خاطر صادق بودن مجازات کند؟
3- درست می گوئید،اوصاف بهشت در قرآن مناسب درک مخاطبان آن زمان ذکر شده.پیش تر هم گفته ایم آنچه در قرآن در مواردی مانند بهشت و دوزخ و ... آمده از متشابهات است،لطفاً به قسمت «ز» از پاسخ سؤال 1171 مراجعه فرمائید.
در بند 1 این پاسخها گفتیم اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی روی نمیداد ...0 اگر در چرائی این کودتا مورد سؤال است، به پاسخ پرسش 1170 مراجعه فرمائید.
سوال شماره ي 1181
سوال :
برايان لة كوردستانى عيراقة وة
سلاوى خوداتان لئبئ ..........
برسيارئكم هةية
ئايا مكتب قران ئيستاش لة تعليم دان ودعوةدا دا هة ربةردةوامة ؟
بمبورن كة ئةم برسيارة دةكةم جونكة ئاكادارى وضعى لاى ئيوة نيم؟
هةربوية دةمةوئت بة نامةيةك باش ئاكادارى كارةكانى مكتب قرانم بكةن؟
والسلام عليكم
برايان لة كوردستانى عيراقة وة
سلاوى خوداتان لئبئ ..........
برسيارئكم هةية
ئايا مكتب قران ئيستاش لة تعليم دان ودعوةدا دا هة ربةردةوامة ؟
بمبورن كة ئةم برسيارة دةكةم جونكة ئاكادارى وضعى لاى ئيوة نيم؟
هةربوية دةمةوئت بة نامةيةك باش ئاكادارى كارةكانى مكتب قرانم بكةن؟
والسلام عليكم
جواب :
براێ خۆ شه ویس کاک «عبدالعزیز» سلاۆ و ره حمه تی خودات لێ بێ
برا گیان،کاری مه کته بی قورئان هه ر «ته زکیه و ده عوه ته» جا بۆ ئاگا داری زۆر تر له کار و باری «مه کته بی قورئان» هه ر له م سایته دا ده توانی بگه ڒی و وه رامی پرسیاره کانت ببینیه وه.
براێ خۆ شه ویس کاک «عبدالعزیز» سلاۆ و ره حمه تی خودات لێ بێ
برا گیان،کاری مه کته بی قورئان هه ر «ته زکیه و ده عوه ته» جا بۆ ئاگا داری زۆر تر له کار و باری «مه کته بی قورئان» هه ر له م سایته دا ده توانی بگه ڒی و وه رامی پرسیاره کانت ببینیه وه.
سوال شماره ي 1187
سوال :
سلام
مدتی یه سوال واسم مطرح شده که بدجوری فکر و ذهنم و چپونده اونم اینه چرا بعضی از افراد که خودم یکی از اونا هستم با وجود غلاقه به نماز در ادایش کوتاهی می کنیم ونیز راه گزیر آن چیست
زوور سوپاش تکایه به په له ولامی بده نه وه خوایه که فه رضه نویزه که ی ترم نه فه وتی
برادرتان کاوه
سلام
مدتی یه سوال واسم مطرح شده که بدجوری فکر و ذهنم و چپونده اونم اینه چرا بعضی از افراد که خودم یکی از اونا هستم با وجود غلاقه به نماز در ادایش کوتاهی می کنیم ونیز راه گزیر آن چیست
زوور سوپاش تکایه به په له ولامی بده نه وه خوایه که فه رضه نویزه که ی ترم نه فه وتی
برادرتان کاوه
جواب :
برادر عزیز : انجام هر کار خیر و هر عبادت در ابتدا مستلزم تحمل مقداری سختی و مشقت است . با اراده ای قوی باید به جنگ تنبلی وبی تفاوتی بروید و به یاری خدا پس از مدتی،شوق انجام عبادت یا خدمت بر مشقت آن می چربدو کم کم نه تنها احساس سختی نخواهید کرد بلکه مانند بندگان محبوب خدا از این کار لذت خواهیدبرد.
برادر عزیز : انجام هر کار خیر و هر عبادت در ابتدا مستلزم تحمل مقداری سختی و مشقت است . با اراده ای قوی باید به جنگ تنبلی وبی تفاوتی بروید و به یاری خدا پس از مدتی،شوق انجام عبادت یا خدمت بر مشقت آن می چربدو کم کم نه تنها احساس سختی نخواهید کرد بلکه مانند بندگان محبوب خدا از این کار لذت خواهیدبرد.
سوال شماره ي 1194
سوال :
دوستی دارم که مدام به سایت مکتب اعتراض دارد و از نحوه فعالیت و پاسخگوییش ناراضی است شما چه می گویید
دوستی دارم که مدام به سایت مکتب اعتراض دارد و از نحوه فعالیت و پاسخگوییش ناراضی است شما چه می گویید
جواب :
با این دوست شماست. واقعاً از شما و دوستتان وهمۀ مراجعین به سایت پوزش می خواهیم.مشکلات فراوان و مجال اندک اینچنین باعث شرمندگی شده.انشاء الله سعی در جبران داریم.
با این دوست شماست. واقعاً از شما و دوستتان وهمۀ مراجعین به سایت پوزش می خواهیم.مشکلات فراوان و مجال اندک اینچنین باعث شرمندگی شده.انشاء الله سعی در جبران داریم.


