| کلام | فقه | عمومی | حرکت |
| قرآن | نماز | توبه | شورای مدیریت |
| سنت | روزه | برده داری | کاکه احمد |
| توحید | وام | شفاعت | مواضع مکتب |
| ایمان - کفر | رجم | هنر | نظارت |
| پلورالیزم | معاملات | تاریخ | |
| حدیث | زکات | عرفان | |
| حدود | سیاست | ||
| تزکیه | |||
| خانواده - ازدواج | |||
| اجتماعی | |||
| سایت |
2
جهت تسریع و جلوگیری از پرسشهای تکراری چنانچه سوال خود را در گروه ها و یا جستجو نیافتید گزینه زیر را انتخاب نمایید.
سوال شماره ي 54
سوال :
با سلام
ازدواج مسيار چه حكمي دارد؟
با سلام
ازدواج مسيار چه حكمي دارد؟
جواب :
سلام
س: ازدواج با « مسيار» چه حكمي دارد؟
ازدواج از نظر اسلام ، داراي اركان و شرائطي است كه « نكاح» من حيث المجموع بدون تحقق آنها صحيح نمي باشد. و اين اركان و شرايط در كتب فقه بصورت مبسوط بيان شده اند .
واژه «مسيار» اصطلاحي است جديد و در كتب فقهي قديم، مصطلح نبوده است اما امروزه در بعضي از كشورهاي عربي، اين واژه را ، براي نكاحي كه با اركان و شرايط اسلامي ، منعقد مي گردد، بكار مي برند. اما فرقش با ازدواج رايج در اين است كه « زوجه» حق نفقه و لباس و مسكن را ، از خود سلب و ساقط مي كند. زيرا زوجه خود داراي امكانات مادي يك زندگي كامل مي باشد، و تنها همسر و هم راز و شريك زندگي ندارد، و مي خواهد با اين ازدواج، در عصمت زوجي ، قرا گير تا خود را از گناه و تنهايي، رهايي بخشد.
و اين نكاح با توجه به دائمي ، و داراي شرايط و اركان يك نكاح شرعي است، صحيح و بلا اشكال است. زيرا زوجه از نظر شرعي مي تواند بدون اكراه و با ميل و رغبتخود، از بعضي از حقوقات خود، به خاطر مصالحي مهم تر، صرف نظر كند.
و اين نكاح، با صيغه يا متعه اهل تشيع، غايتا ، متفاوت است، زيرا صيغه عقدي است موقت، كه دو نفر صرفا بخاطر استمتاع چند روزي، آن را انجام مي دهند.
اهل سنت « نكاح متعه» را با توجه به اينكه ، با مقتضيات يك ازدواج دائم و شرعي منافات دارد، صحيح نمي دانند.
سلام
س: ازدواج با « مسيار» چه حكمي دارد؟
ازدواج از نظر اسلام ، داراي اركان و شرائطي است كه « نكاح» من حيث المجموع بدون تحقق آنها صحيح نمي باشد. و اين اركان و شرايط در كتب فقه بصورت مبسوط بيان شده اند .
واژه «مسيار» اصطلاحي است جديد و در كتب فقهي قديم، مصطلح نبوده است اما امروزه در بعضي از كشورهاي عربي، اين واژه را ، براي نكاحي كه با اركان و شرايط اسلامي ، منعقد مي گردد، بكار مي برند. اما فرقش با ازدواج رايج در اين است كه « زوجه» حق نفقه و لباس و مسكن را ، از خود سلب و ساقط مي كند. زيرا زوجه خود داراي امكانات مادي يك زندگي كامل مي باشد، و تنها همسر و هم راز و شريك زندگي ندارد، و مي خواهد با اين ازدواج، در عصمت زوجي ، قرا گير تا خود را از گناه و تنهايي، رهايي بخشد.
و اين نكاح با توجه به دائمي ، و داراي شرايط و اركان يك نكاح شرعي است، صحيح و بلا اشكال است. زيرا زوجه از نظر شرعي مي تواند بدون اكراه و با ميل و رغبتخود، از بعضي از حقوقات خود، به خاطر مصالحي مهم تر، صرف نظر كند.
و اين نكاح، با صيغه يا متعه اهل تشيع، غايتا ، متفاوت است، زيرا صيغه عقدي است موقت، كه دو نفر صرفا بخاطر استمتاع چند روزي، آن را انجام مي دهند.
اهل سنت « نكاح متعه» را با توجه به اينكه ، با مقتضيات يك ازدواج دائم و شرعي منافات دارد، صحيح نمي دانند.
سوال شماره ي 80
سوال :
با عرض سلام وخسته نباشید
آیا شیردادن یک مادربزرگ به نوه اش جایز است یا خیر؟ باتشکر
با عرض سلام وخسته نباشید
آیا شیردادن یک مادربزرگ به نوه اش جایز است یا خیر؟ باتشکر
جواب :
سلام
بله ، اشكالي ندارد
سلام
بله ، اشكالي ندارد
سوال شماره ي 83
سوال :
Be name khodavand rahman va rahim
rahe kontrole gharizeye gensi chist
aya estemna gonah ast.
83-sasanquest
Be name khodavand rahman va rahim
rahe kontrole gharizeye gensi chist
aya estemna gonah ast.
83-sasanquest
جواب :
سلام
دو راه پيشنهاد ميشود :
راه اول ازدواج ، كه در صورتيكه شرايط نسبي و امكانات در حد ضروريات اوليه فراهم باشد . و
راه دوم كه توسل به روزه منظم و متوالي كه به طور طبيعي سبب كاهش و كنترل شهوت و غريزه جنسي و نزديك شدن به خدا و دوري از اعمال غير اخلاقي و غريزي نامشروع ميگردد.
سلام
دو راه پيشنهاد ميشود :
راه اول ازدواج ، كه در صورتيكه شرايط نسبي و امكانات در حد ضروريات اوليه فراهم باشد . و
راه دوم كه توسل به روزه منظم و متوالي كه به طور طبيعي سبب كاهش و كنترل شهوت و غريزه جنسي و نزديك شدن به خدا و دوري از اعمال غير اخلاقي و غريزي نامشروع ميگردد.
سوال شماره ي 114
سوال :
نظرشمادرمورد وقوع طلاق ثلاثه دریک لفظ چیست؟
نظرشمادرمورد وقوع طلاق ثلاثه دریک لفظ چیست؟
جواب :
با توجه به مفهوم (( مرتان )) در آیه 228 سوره بقره ، خداوند عزوجل به جای (طلقتان ) عبارت (مرتان ) بکار برده و نیز با توجه به مفهوم چندین روایت که در کتب معتبر آمده از جمله اینکه : شخصی به نام ((رکانه )) لقظ طلاق ثلاثه را در یک مجلس بکار برده و پس از جدا شدن از همسرش غمگین و پشیمان نزد رسول خدا (ص) میرود و حضرت (ص) میرفرماید با توجه به اینکه یکباره و در یک نوبت این لفظ را بکار برده میتواند همسرش را نزد خود باز گرداند( یعنی : طلاقش رجعی است ).
و بار دیگر زمانی که شخصی دیگر در یک زمان لفظ طلاق ثلاثه را ( یا سه بار پشت سر هم ) بکار برده و از همسرش جدا میشود ، رسول خدا (ص) ناراحت شده آیا رواست که اینچنین کتاب خدا به بازی گرفته شده وانگهی من هنوز در میان شما هستم .
و نقل شده هر کسی در زمان خلافت حضرت عمر (س) برای جدا شدن از همسرش عبارت طلاق ثلاثه را بکار برده مورد تنبیه قرار گرفته شدهاست.
با توجه به اینکه در طول حیات مبارکه و دوران خلافت حضرت ابوبکر و حضرت عمر تلفظ به طلاق ثلاثه و ایقاع آنها با یک لفظ حکم وقوع یک طلاق را داشته و جمع کردن سه طلاق در یک لفظ تقریبا" باتفاق مجتهدین و فقهای بزرگوار بدعت و معصیت و خلاف موازین دین اسلام بوده و در صورت جاری شدن همچون لفظی مقارن با تحقیق شروط خاص خود ( مثل قصد و نیت جدایی و حلفی نبودن و طبیعی بودن حالت و عدم عصابنیت شدید و... ) فقط میتوان حکم به وقوع یک طلاق داد.
با توجه به مفهوم (( مرتان )) در آیه 228 سوره بقره ، خداوند عزوجل به جای (طلقتان ) عبارت (مرتان ) بکار برده و نیز با توجه به مفهوم چندین روایت که در کتب معتبر آمده از جمله اینکه : شخصی به نام ((رکانه )) لقظ طلاق ثلاثه را در یک مجلس بکار برده و پس از جدا شدن از همسرش غمگین و پشیمان نزد رسول خدا (ص) میرود و حضرت (ص) میرفرماید با توجه به اینکه یکباره و در یک نوبت این لفظ را بکار برده میتواند همسرش را نزد خود باز گرداند( یعنی : طلاقش رجعی است ).
و بار دیگر زمانی که شخصی دیگر در یک زمان لفظ طلاق ثلاثه را ( یا سه بار پشت سر هم ) بکار برده و از همسرش جدا میشود ، رسول خدا (ص) ناراحت شده آیا رواست که اینچنین کتاب خدا به بازی گرفته شده وانگهی من هنوز در میان شما هستم .
و نقل شده هر کسی در زمان خلافت حضرت عمر (س) برای جدا شدن از همسرش عبارت طلاق ثلاثه را بکار برده مورد تنبیه قرار گرفته شدهاست.
با توجه به اینکه در طول حیات مبارکه و دوران خلافت حضرت ابوبکر و حضرت عمر تلفظ به طلاق ثلاثه و ایقاع آنها با یک لفظ حکم وقوع یک طلاق را داشته و جمع کردن سه طلاق در یک لفظ تقریبا" باتفاق مجتهدین و فقهای بزرگوار بدعت و معصیت و خلاف موازین دین اسلام بوده و در صورت جاری شدن همچون لفظی مقارن با تحقیق شروط خاص خود ( مثل قصد و نیت جدایی و حلفی نبودن و طبیعی بودن حالت و عدم عصابنیت شدید و... ) فقط میتوان حکم به وقوع یک طلاق داد.
سوال شماره ي 120
سوال :
با عرض ادب وسلام خدمت برادران زحمتكش مكتب لطفا درمورد استشها واستمنا وحكم شرعي آن رابرايم ارسال نماييد متشكرم
با عرض ادب وسلام خدمت برادران زحمتكش مكتب لطفا درمورد استشها واستمنا وحكم شرعي آن رابرايم ارسال نماييد متشكرم
جواب :
انزال منی از روی عمد و آگاهانه بجز از طریق معروف و مورد پسند خداوند ( مباشرت و نزدیکی با همسر منکوحه و شرعی ) منکر و حرام و گناه محسوب میشود .
انزال منی از روی عمد و آگاهانه بجز از طریق معروف و مورد پسند خداوند ( مباشرت و نزدیکی با همسر منکوحه و شرعی ) منکر و حرام و گناه محسوب میشود .
سوال شماره ي 136
سوال :
باسلام خدمت شما بردارن عزیز
آیا زن وشوهر دردوران حاملگی میتوانند نزدیک هم شوند لطفا راهنمایی بفرمایید....
باتشکر
باسلام خدمت شما بردارن عزیز
آیا زن وشوهر دردوران حاملگی میتوانند نزدیک هم شوند لطفا راهنمایی بفرمایید....
باتشکر
جواب :
سلام
بله . نزديكي فقط هنگام حيض( قاعدگي ) و نفاس ( دوران پس از زايمان ) حرام است .
سلام
بله . نزديكي فقط هنگام حيض( قاعدگي ) و نفاس ( دوران پس از زايمان ) حرام است .
سوال شماره ي 3
سوال :
آیا حق شفاعت به رسول اکرم داده شده است یا نه؟
آیا حق شفاعت به رسول اکرم داده شده است یا نه؟
جواب :
قرآن به صراحت شفاعت در روز قيامت را رد مي كند:
يوم لا بيع فيه و لا خله و لا شفاعه
و تنها شفاعت كبري است كه خداوند اجازه آن را به حضرت محمد (ص) داده است و آنهم اين است كه در روز قيامت ، زماني كه همه در سرگرداني و اضطراب بسر مي برند، آن حضرت (ص) از خداوند متعال درخواست مي نمايد كه مردم را از بلاتكليفي درآورد و به حساب آنان رسيدگي فرمايد. براي آگاهي بيشتر مي توانيد به نوار كاكه احمد در اين باره مراجعه فرمائيد.
قرآن به صراحت شفاعت در روز قيامت را رد مي كند:
يوم لا بيع فيه و لا خله و لا شفاعه
و تنها شفاعت كبري است كه خداوند اجازه آن را به حضرت محمد (ص) داده است و آنهم اين است كه در روز قيامت ، زماني كه همه در سرگرداني و اضطراب بسر مي برند، آن حضرت (ص) از خداوند متعال درخواست مي نمايد كه مردم را از بلاتكليفي درآورد و به حساب آنان رسيدگي فرمايد. براي آگاهي بيشتر مي توانيد به نوار كاكه احمد در اين باره مراجعه فرمائيد.
سوال شماره ي 33
سوال :
با سلام
از نظر مکتب قران ازدواج با دختر شیعه اشکال دارد یا نه؟
با سلام
از نظر مکتب قران ازدواج با دختر شیعه اشکال دارد یا نه؟
جواب :
سلام
برادر گرامي حتما مي دانيد وجود كفائت بين زن و مرد در امر ازدواج بسيار مهم است هر چه ميان آنان تفاهم وجود داشته باشد زندگيشان سالم تر است؛ و عدم تفاهم زندگي مشترك را به خطر مي اندازد؛ بنابراين اختلاف در زمينه مسائل اساسي مانند مذهب و ... بين زن و شوهر مشكلات اساسي به دنبال خواهد داشت .
سلام
برادر گرامي حتما مي دانيد وجود كفائت بين زن و مرد در امر ازدواج بسيار مهم است هر چه ميان آنان تفاهم وجود داشته باشد زندگيشان سالم تر است؛ و عدم تفاهم زندگي مشترك را به خطر مي اندازد؛ بنابراين اختلاف در زمينه مسائل اساسي مانند مذهب و ... بين زن و شوهر مشكلات اساسي به دنبال خواهد داشت .
سوال شماره ي 1180
سوال :
با سلام من مدتی قبل دو سوال را از شما پرسیدم ولی جوابی نگرفتم می خواهم این دوسوال را همراه یک سوال دیگر بپرسم
1)درسوره نسا آیه های 3و4به مرد حق داشتن 1 2 3و4زن داده شده است ولی چرا این حق به یک زن داده نشده است
2)حکم انسان مرتد چیست یعنی من که مسلمان متولد شدام وحال دین غیر الهی دارم باید کشته شوم
3)آیا به نظر شما بهشتی که در قرآن وعده داده شده متناسب باشرایط عربستان نبوده یعنی اگر فردی در جنگل های امازون به شما میگفت که نماز بخوان وتو را به بهشت خواهم برد بهشتی که در انجا درختان بسیار و نهر اب وعسل وشیر است به او نمی خندیدید
با تشکر
با سلام من مدتی قبل دو سوال را از شما پرسیدم ولی جوابی نگرفتم می خواهم این دوسوال را همراه یک سوال دیگر بپرسم
1)درسوره نسا آیه های 3و4به مرد حق داشتن 1 2 3و4زن داده شده است ولی چرا این حق به یک زن داده نشده است
2)حکم انسان مرتد چیست یعنی من که مسلمان متولد شدام وحال دین غیر الهی دارم باید کشته شوم
3)آیا به نظر شما بهشتی که در قرآن وعده داده شده متناسب باشرایط عربستان نبوده یعنی اگر فردی در جنگل های امازون به شما میگفت که نماز بخوان وتو را به بهشت خواهم برد بهشتی که در انجا درختان بسیار و نهر اب وعسل وشیر است به او نمی خندیدید
با تشکر
جواب :
جواب : 1- در مورد تعدد زوجات و موضع اسلام در قبال آن نیاز به بحثی طولانی است که در این مختصر نمی گنجد. اساساً اسلام با تعدد زوجات جز در شرایط استثنائی که بعلل مثلاً بروز جنگ ها و... تعداد زنان بیشتر می شود،مخالف است و بعنوان یکی از پدیده های ناسالم اجتماعی در پی درمان تدریجی آنست. منتهی اگر مثلاً مشروب خواری را در چند مرحله و در نهایت تحریم می کند،پدیده هائی مانند برده داری و تعدد زوجات و اساساً فرودست دانستن آنان را که در ارتباط با اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی است و پیشینه ای تاریخی دارد،در روندی طولانی تر درمان می کند.با مراجعه به قرآن و تاریخ صدر اسلام متوجه روش حکیمانۀ درمان این بیماریها خواهید شد .باید دانست که پیش از اسلام زن نیز مانند برده و کنیز جز ثروت مرد بحساب می آمد و هیچ محدودیتی در تعداد زنان نبود و بسته به توانائی مالی ممکن بود مثلاً رئیس قبیله ده ها زن داشته باشد،طرفه آنکه این زنان بعنوان ارث بعد از مرگ مرد همانند شتران و سایر اموال به پسر بزرگ می رسید و او در هر گونه تصرف آنها از قبیل ،خرید و فروش و معاوضه یا تصاحب،کاملاً آزاد بود.در چنین شرایط ریشه دار اجتماعی،قرآن با آشکار ساختن وحدت انسان ها در خلقت و حقوق انسانی شان خط بطلان بر تمام نا برابریها می کشد.امّا برای پیاده کردن این اصل به آماده سازی زمینه هم در درون انسان ها –که شرط اساسی برای هر تحول و ماندگاری آنست-و هم بدنبال آن در میان جامعه – با به رسمیت شناختن و اعمال حقوق اقتصادی آنان در ابعاد گوناگون - می پردازد و بستر مناسب برای احراز هویت مستقل اقتصادی اجتماعی این طبقات مظلوم فراهم می سازد. اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی اسلام که موجب پس رفت اسفبار و تبدیل این حکومت کاملاً مردمی-دینی به حکومتی خودکامه شد؛روی نمی داد جامعه مسیر تکاملیش را می پیمود،در اندک زمانی این نابرابریها نیز محو می شد. اگر در قرآن تدبر کنید، اساساً مسأله تعدد زوجات به عنوان فرعی بر نحوۀ رفتار با یتیمان ذکر شده ئ آنهم احالۀ به شرطی شده که غیرممکن می نماید.بقول حکما«احاله به محال» شده است.یعنی شرط رفتار عادلانه با زنان از هر نظر و بلافاصله می افزاید:اگر نگران هستید که نتوانید رعایت عدالت کنید،فقط یک همسر برگزینیند.می بینید در شرایطی که هنوز جامعه یارای پیاده کردن قانون تک همسری را ندارد قرآن زمینۀ فکری و قلبی مؤمنین را برای این کار آماده می کند.لازم به ذکر است،ممکن است شرایطی در جامعه پیش آید که مجدداً برای جلوگیری از محرومیت زنان بی شوهر از داشتن کانون خانواده،درمان مقطعی تعدد زوجات بکار گرفته شود.این کار باید در یک شکل منظم و تحت نظارت مدیریت ارشد اجتماعی و نه برای هوس بازی و سوء استفاده از زنان-صورت گیرد.
امّا اینکه چرا به زنان اجازۀ چند شوهری نداده است؟واضح است در آن جامعه اساساً مرض چند شوهری وجود نداشته تا اسلام با محدود کردن به 2 و یا 3 و یا 4 شوهر به درمان آن به روشی که برای چند همسری موجود در آن جامعه ذکر شد بپردازد،علاوه بر این امروز نیک می دانیم که چند شوهری بهیچ وجه با سلامت روانی و جسمی زن و مرد- ولو در شرایط استثنائی –سازگاری ندارد.
2-پیش از انکه گفته شود که حکم انسان مرتد چیست؟ باید پرسیده شود که انسان مرتد کیست؟
مرتد در هر آئینی –علی الخصوص اسلام- به کسی گفته می شود که اسلام را بعد از درک کامل حقانییتش پذیرفته و ضمن آگاهی بر این حقانیت،مغرضانه و با قصد دشمنی تغییر آئین می دهد.بدین ترتیب کسانیکه فقط بصورت شناسنامه ای مسلمانند و آگاهی چندانی از دینشان ندارند و متأسفانه چهرۀ بسیار کریه و زشتی از دین را می بینند و صادقانه می پندارند که اسلام همانست،اگر از آن متنفر و رو گردان نشوند،روانشان ناسالم است. حال متوجه می شوید که اساساً آن حکم در این روزگار تقریباً ما صدقی ندارد و از جمله شامل امثال شما نمی شود.خدای قرآن بیش و پیش از هر چیز «رحمان و رحیم » و صد البته «الرحم الراحمین»است چگونه ممکن است انسانی را به خاطر صادق بودن مجازات کند؟
3- درست می گوئید،اوصاف بهشت در قرآن مناسب درک مخاطبان آن زمان ذکر شده.پیش تر هم گفته ایم آنچه در قرآن در مواردی مانند بهشت و دوزخ و ... آمده از متشابهات است،لطفاً به قسمت «ز» از پاسخ سؤال 1171 مراجعه فرمائید.
در بند 1 این پاسخها گفتیم اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی روی نمیداد ...0 اگر در چرائی این کودتا مورد سؤال است، به پاسخ پرسش 1170 مراجعه فرمائید.
جواب : 1- در مورد تعدد زوجات و موضع اسلام در قبال آن نیاز به بحثی طولانی است که در این مختصر نمی گنجد. اساساً اسلام با تعدد زوجات جز در شرایط استثنائی که بعلل مثلاً بروز جنگ ها و... تعداد زنان بیشتر می شود،مخالف است و بعنوان یکی از پدیده های ناسالم اجتماعی در پی درمان تدریجی آنست. منتهی اگر مثلاً مشروب خواری را در چند مرحله و در نهایت تحریم می کند،پدیده هائی مانند برده داری و تعدد زوجات و اساساً فرودست دانستن آنان را که در ارتباط با اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی است و پیشینه ای تاریخی دارد،در روندی طولانی تر درمان می کند.با مراجعه به قرآن و تاریخ صدر اسلام متوجه روش حکیمانۀ درمان این بیماریها خواهید شد .باید دانست که پیش از اسلام زن نیز مانند برده و کنیز جز ثروت مرد بحساب می آمد و هیچ محدودیتی در تعداد زنان نبود و بسته به توانائی مالی ممکن بود مثلاً رئیس قبیله ده ها زن داشته باشد،طرفه آنکه این زنان بعنوان ارث بعد از مرگ مرد همانند شتران و سایر اموال به پسر بزرگ می رسید و او در هر گونه تصرف آنها از قبیل ،خرید و فروش و معاوضه یا تصاحب،کاملاً آزاد بود.در چنین شرایط ریشه دار اجتماعی،قرآن با آشکار ساختن وحدت انسان ها در خلقت و حقوق انسانی شان خط بطلان بر تمام نا برابریها می کشد.امّا برای پیاده کردن این اصل به آماده سازی زمینه هم در درون انسان ها –که شرط اساسی برای هر تحول و ماندگاری آنست-و هم بدنبال آن در میان جامعه – با به رسمیت شناختن و اعمال حقوق اقتصادی آنان در ابعاد گوناگون - می پردازد و بستر مناسب برای احراز هویت مستقل اقتصادی اجتماعی این طبقات مظلوم فراهم می سازد. اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی اسلام که موجب پس رفت اسفبار و تبدیل این حکومت کاملاً مردمی-دینی به حکومتی خودکامه شد؛روی نمی داد جامعه مسیر تکاملیش را می پیمود،در اندک زمانی این نابرابریها نیز محو می شد. اگر در قرآن تدبر کنید، اساساً مسأله تعدد زوجات به عنوان فرعی بر نحوۀ رفتار با یتیمان ذکر شده ئ آنهم احالۀ به شرطی شده که غیرممکن می نماید.بقول حکما«احاله به محال» شده است.یعنی شرط رفتار عادلانه با زنان از هر نظر و بلافاصله می افزاید:اگر نگران هستید که نتوانید رعایت عدالت کنید،فقط یک همسر برگزینیند.می بینید در شرایطی که هنوز جامعه یارای پیاده کردن قانون تک همسری را ندارد قرآن زمینۀ فکری و قلبی مؤمنین را برای این کار آماده می کند.لازم به ذکر است،ممکن است شرایطی در جامعه پیش آید که مجدداً برای جلوگیری از محرومیت زنان بی شوهر از داشتن کانون خانواده،درمان مقطعی تعدد زوجات بکار گرفته شود.این کار باید در یک شکل منظم و تحت نظارت مدیریت ارشد اجتماعی و نه برای هوس بازی و سوء استفاده از زنان-صورت گیرد.
امّا اینکه چرا به زنان اجازۀ چند شوهری نداده است؟واضح است در آن جامعه اساساً مرض چند شوهری وجود نداشته تا اسلام با محدود کردن به 2 و یا 3 و یا 4 شوهر به درمان آن به روشی که برای چند همسری موجود در آن جامعه ذکر شد بپردازد،علاوه بر این امروز نیک می دانیم که چند شوهری بهیچ وجه با سلامت روانی و جسمی زن و مرد- ولو در شرایط استثنائی –سازگاری ندارد.
2-پیش از انکه گفته شود که حکم انسان مرتد چیست؟ باید پرسیده شود که انسان مرتد کیست؟
مرتد در هر آئینی –علی الخصوص اسلام- به کسی گفته می شود که اسلام را بعد از درک کامل حقانییتش پذیرفته و ضمن آگاهی بر این حقانیت،مغرضانه و با قصد دشمنی تغییر آئین می دهد.بدین ترتیب کسانیکه فقط بصورت شناسنامه ای مسلمانند و آگاهی چندانی از دینشان ندارند و متأسفانه چهرۀ بسیار کریه و زشتی از دین را می بینند و صادقانه می پندارند که اسلام همانست،اگر از آن متنفر و رو گردان نشوند،روانشان ناسالم است. حال متوجه می شوید که اساساً آن حکم در این روزگار تقریباً ما صدقی ندارد و از جمله شامل امثال شما نمی شود.خدای قرآن بیش و پیش از هر چیز «رحمان و رحیم » و صد البته «الرحم الراحمین»است چگونه ممکن است انسانی را به خاطر صادق بودن مجازات کند؟
3- درست می گوئید،اوصاف بهشت در قرآن مناسب درک مخاطبان آن زمان ذکر شده.پیش تر هم گفته ایم آنچه در قرآن در مواردی مانند بهشت و دوزخ و ... آمده از متشابهات است،لطفاً به قسمت «ز» از پاسخ سؤال 1171 مراجعه فرمائید.
در بند 1 این پاسخها گفتیم اگر کودتای اشرافیت علیه حکومت شورائی روی نمیداد ...0 اگر در چرائی این کودتا مورد سؤال است، به پاسخ پرسش 1170 مراجعه فرمائید.
سوال شماره ي 512
سوال :
درود وه ئیوه
ئه رای بار دوم که ئپرسم گیان خوه تان جواو به نه
ئه را وه ئیسلام ژن دیه ی نصفه؟
2- ئه را ژن بایه یه ی شو داشتو وه لی پیا چه ن ژن ئه توانه داشتو
ئیمانم ها خه طه ر زو جواو بیه نه و
سپاس
درود وه ئیوه
ئه رای بار دوم که ئپرسم گیان خوه تان جواو به نه
ئه را وه ئیسلام ژن دیه ی نصفه؟
2- ئه را ژن بایه یه ی شو داشتو وه لی پیا چه ن ژن ئه توانه داشتو
ئیمانم ها خه طه ر زو جواو بیه نه و
سپاس
جواب :
1ـ برا گيان! ديهی ژنيچ جور ديهی پياس، هيچ فهرقي نه يرن قورئان ئوشت: «النفس باالنفس».
2ـ ئيهكه پيا توانت دو ژن داشتو، يهی حوكم موهقهته، ئهرای وهختيكه ژنيهل فرهتر بونو سهرپهرهست نهداشتون؛ تازه ئهويچ شهرتهيلي درت كه فره سه خته. وه شهرايت عادي پيا نيهتوانيت دو ژن داشتو.
1ـ برا گيان! ديهی ژنيچ جور ديهی پياس، هيچ فهرقي نه يرن قورئان ئوشت: «النفس باالنفس».
2ـ ئيهكه پيا توانت دو ژن داشتو، يهی حوكم موهقهته، ئهرای وهختيكه ژنيهل فرهتر بونو سهرپهرهست نهداشتون؛ تازه ئهويچ شهرتهيلي درت كه فره سه خته. وه شهرايت عادي پيا نيهتوانيت دو ژن داشتو.


